در حال بارگذاری ...
  • حسینی که من می شناسم!

    نصرالله قادری؛ آنقدر آرام و بی صدا می آید و می رود که نکند چینی تنهایی اش بشکند. آنقدر گوشه گیر و آرام است که باور نمی کنی! هراز گاهی گمش می کنم. می رود تا پر بخواند.پُر ببیند. بعد ناگهان پیدایش می شود و گاهی اسیر«بازی» می شود و تند خودش را رها می کند.

    حسینی که من می شناسم آنقدر با تصویر بیرونی اش متفاوت است که حیرانم می کند. او وقتی که «یادداشت های روزانه یک دیوانه» را روی صحنه تصویر می کرد با آن میزانسن و بازی گیری بی نظیر، کاری کرد که هرگز از ذهنم پاک نشود. جوان تر بود، پرحوصله تر و با چه وسواسی کار می کرد. گاهی هم کارهایی می کرد که حرص می خوردم. آخر آدمی به اندازه او و گرفتار «بازی» شدن اعجاب آور بود.

    گاهی مهربانی کار دست آدم می دهد! و حسین من مهربان است. حرف هایی که «جان» دارد که گاه در «خلوت» ناله می کند و هرگز در «جلوت» بیان نمی کند. اینجا مثل همه ماست! حرف هایی که باید امروز بگوید، حرف هایی که باید دیروز می گفت، حرف هایی که نمی گوید! و حیف.

    حسینی که من می شناسم عاشق تئاتر است، ذات تئاتر! اسیر«نام» و «نان» و بازی های مرسوم نیست. اهل تبلیغات  نیست. بی سروصدا کارش را می‌کند. معمولاً با یک بازیگر، صعب ترین کار کارگردانی، کارگردانی است که ایده دارد، هدف دارد و می داند چه می خواهد. تئاتر کار نمی کند که کار کرده باشد. تئاتر کار نمی‌کند که به پول برسد، که ندارد! تئاتر کار نمی کند که مشهور شود. تئاتر کار می‌کند تا ققنس درونش را به آتش بکشد تا از دل خاکسترش ققنوسی برنا برآید. تئاتر کار می کند تا فراموش نکند، بلکه به یادآورد. تا شعله ورتر شود نه اینکه آرام گیرد. و وقتی نمی شود، تند به کنجی می رود و در خلوت می خواند و در تنهایی بغض می کند و در دل شب می‌گرید. حسینی که من می شناسم قدرش شناخته شده نشده است و خودش نیز گاهس قدر خودش را پاس نمی‌دارد. حیف، حیف!

    حسین من اهل جمع و جاروجنجال نیست. اهل دل و خلوت و رنج و بازپیدایی است. و چقدر صبور است. چقدر فروتن، چقدر مهربان! و این همه را در حیاتش می گویم، چون می دانم که در مماتش ناگهان از او اسطوره خواهند ساخت! چون هنرمند خوب در قبیله ما، هنرمند مرده است. حسین زنده است. وچرخ گردون تند می تازد. فرصت اندک است. و او بهتر از من می داند که ماندگاری به انبوهی نیست، به کیفیت است. ما به قدر توانمان حرمتش پاس داشتیم و این همه ی او نیست. توان ما اندک است. بر ما ببخشد و ببخشایید.

     




    مطالب مرتبط

    تاکید رئیس انجمن هنرهای نمایشی  استان تهران بر وظایف شهرداری ها در قبال تئاتر

عاطفی: با حضور مهدی شفیعی در اداره کل نمایشی توجه به تئاتر شهرستان ها جدی شده است
    تاکید رئیس انجمن هنرهای نمایشی استان تهران بر وظایف شهرداری ها در قبال تئاتر

    عاطفی: با حضور مهدی شفیعی در اداره کل نمایشی توجه به تئاتر شهرستان ها جدی شده است

    آیین نکوداشت سیاوش فضلی و پنج هنرمند پیشکسوت تئاتر شهرستان دماوند در مجتمع فرهنگی هنری کوثردر میان استقبال پرشور برگزار شد.

    |

    نظرات کاربران (1)